ذبيح الله صفا

128

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

تسعين و ستّمائه آغاز تخريب بتخانها و هدم كنائس و كليسياهاى نصارى و كنشت جهود جحود متحدّث فرمود و معابد اصنام و معاهد اوثان و سمت ناقوس و چليپا از جملهء ديار آذربيجان منهدم و منقطع گردانيد على الخصوص دار الملك تبريز » « 1 » . بعد از آنكه غازان بتبريز رسيد عمل نوروز را تأييد كرد و بويران كردن معابد يهودى و مسيحى و مجوس ديگر باره فرمان داد و مسلمانان كه جرأتى يافته و دستى از آستين برآورده بودند ، بتها را مىشكستند و بر سر چوبها مىبستند و گرد شهر مىگردانيدند . « 2 » بعد از آنكه غازان و امراى مسلمان او قدرت را در دست گرفتند ، در واقع و حقيقت اسلام در ايران نفسى تازه كرد و جانى نو يافت . اين واقعه براى ايرانيان از دو جهت اهميت داشت : جهت اجتماعى و جهت دينى . اهميت اجتماعى اين واقعه در آن بود كه ايرانيان ازين پس بجاى آنكه از رسوم خشك تاتار در امور مختلف دولتى و اجتماعى اطاعت كنند مىتوانستند رسوم خود را كه مبتنى بر قواعد دينى اسلام بود رسما به كار بندند يا رسوم و قواعدى را كه مغولان باب كرده بودند اصلاح نمايند . رسوم و مقرراتى كه در عهد ايلخانان غير مسلمان در ايران متداول شده بود از هر حيث وسيلهء تخريب كشور و جلاء وطن مردم بود . مثلا وضع وصول ماليات ، كه از راه مقاطعه دادن آن بحكّام فراهم مىآمد ، بحدّى مغشوش بود كه از طرفى غالبا مبلغ قابل توجهى بخزانهء ايلخان عايد نمىداشت و از طرفى جيبهاى حكام و شحنگان و مستوفيان ( بيتكچيان ) را هر سال چند بار پر مىكرد و از طرفى رعاياى بدبخت و ستمديده را هر سال چندين بار و گاه تا ده و بيست بار بپرداخت قبجور مجبور مىساخت و درين بين البتّه ضرب و شتم و جرح و قتل هم بسيار اتفاق مىافتاد و اگر كسى دست و پايى داشت و مىتوانست ترك يار و ديار گويد غالبا سر سالم بمنزلگاه جديد نمىرسانيد ؛ و كار ظلم بجايى كشيده بود كه گاه مردم از دست محصلان ماليات در خانها را به گل مىپوشانيدند و يا اگر اسم مأموران ماليات را مىشنيدند

--> ( 1 ) - تاريخ مبارك غازانى ص 92 . ( 2 ) - ايضا ص 93 .